بعد چهارمین خیانت همسرم وقتی میم ازم خواست ببینمش پذیرفتم و ارتباط ما شروع شد. ارتباطی که تا قبل اون فقط در حد پیام تبریک روز مهندس محدود می شد. تنها روزی که بهونه ای داشتم برای فرستادن پیام براش.
البته همونطور که گفتم ارتباطمون بصورت کاملا رسمی بوده و هست و هرگز از اعتمادی که به هم داشتیم هیچکدوم سواستفاده نکردیم. هم من و هم میم، هردو به متاهل بودن طرف مقابل احترام گذاشتیم و همیشه حریم رابطه ها رو حفظ کردیم. انگاری که همسر من و همسر میم حاضرن.
اگه خدا بخواد، حالا قراره با هم توی آلمان شرکتی ثبت کنیم و کار کنیم. توی ایران تقریبا با هم کار می کردیم. هردو شرکت داریم و بعضی کارها رو با هم انجام می دادیم اما حالا قضیه جدی تر می شه و ما با هم شریک می شیم... کمی استرس دارم چون می گه امیدش بعد خدا منم...
برچسب:
نویسنده: نیکا باقری